با سلام و عرض ادب خدمت همکاران گرامی و همراهان همیشگی وبلاگ کاردرمانی
قصد دارم در این شماره رجوعی مجدد و کلاسیک داشته باشم به فلسفه ی کاردرمانی .
به کرات مشاهده کرده ام که در خصوص نگاه کل گرایانه ی کاردرمانی سخنانی ایراد می شود . همچنین در خصوص اهمیت استفاده از تکنیکهای درمانی ، آزمایش های علمی و نگاه تقلیل گرایانه به حرفه ی کاردرمانی و این که چگونه می توان هم این را داشت و هم آن را ....
تصمیم گرفتم تا با استناد به بخشی از مطالب فصل دوم کتاب Occupational Therapy and Mental Health تالیف Jennifer Creek ابتدا به سیر فلسفی نگاه کاردرمانی در طی تاریخ آن بپردازم و سپس قضاوت را بر عهده ی همراهان و همکاران همیشگی بگذارم که به راستی کاردرمانی ای که اکنون در ایران به عنوان حرفه شناخته می شود و در حال حاضر جای خود را بین مراجعان خود یافته است در کدام یک از این دوره ها سیر می کند . باشد که از رسالت خود برجای نمانیم و باشد که با داشتن نگاهی عمیق به فلسفه ی رشته ی کاردرمانی هم در بعد عملی و اجرایی و هم در بعد انتزاعی راه طلایه داران کاردرمانی را ادامه دهیم .
------------
از سال 1917 که کاردرمانی آغاز شده است شاهد سه مرحله ی اصلی رشد و ارتقا حرفه ی کاردرمان و در حقیقت سه نقطه ی عطف تاریخی بوده ایم .
این سه دوره عبارتند از :
Holistic era (early 19th century )
Reductionistic era ( immediate post war )
The era of synthesis ( the present )
دوره ی اول دوره ی کل گرایی بود که در اوایل قرن نوزدهم رخ داد .
اسمیت در سال 1983 می گوید که نگاه ...
ادامه مطلب

