تبليغاتX
کاردرمانی

 

روانشناسان از دیرباز به مطالعه در خصوص جوانب فیزیولوژیک هیجان می پرداخته اند . تحقیقات اولیه بیشتر در مورد نقش سیستم خودکار ( اتونومیک ) در برانگیختگی فیزیولوژیک بود . رفته رفته و با پیشرفتی که در زمینه ی تکنیک های تصویربرداری از مغز حاصل شد ، توجه روانشناسان به مشخص کردن نواحی مختلف مغز که در ارتباط با هیجان است  بیشتر شد . در این مطلب سعی میکنیم که ابتدا به صورت مختصر به هیجان و سیستم عصبی سمپاتیک اشاره کنیم و در پست بعدی که در هفته ی آینده روی وبلاگ می آید هیجان را از دیدگاه مناطق و نواحی مغزی مورد بحث قرار می دهیم .

هیجان و سیستم عصبی سمپاتیک ( سر های داغ و پاهای سرد )  

تپش قلب ، تنفس سریع ، لرزش دستان و پاها و احساس خالی بودن معده و شکم  دقیقا در مواقعی روی میدهند که انسان هیجانی شدید مانند ترس را تجربه کرده باشد که سبب فعالسازی شاخه سمپاتیک سیستم عصبی خودکار شده باشد . وقتی که شما احساس تهدید کنید ، سیستم عصبی سمپاتیک پاسخهای مرتبط با تعقیب و گریز ( Fight Or Flight ) را به صورت خودکار فعال میکند و به سرعت مجوعه ای پاسخهای زیستی در انسان رخ می نماید . سرعت تنفس و ضربان قلب افزایش می یابد ، فشار خون بالا می رود ، دهان خشک می شود و موها و پوست به حالت سیخ شده و حساس تبدیل می شوند و احساسی آشنا مانند مورمور شدن را به وجود می آورند ، مردمک چشم ها گشاد می شود تا دامنه ی بینایی بیشتری را برای فرد به ارمغان بیاورد ، سطح فشار خون افزایش می یابد و انرژی زیادی در بدن آزاد می شود ، هضم و گوارش غذا متوقف می شود و خون موجود در سیستم گوارشی به سمت مغز و عضله های ارادی اسکلتی تغییر مسیر می دهد که این مساله باعث احساس حرکت پروانه در معده و قفسه سینه فرد می شود .

سیستم عصبی سمپاتیک با انواع دیگری از هیجان های شدید نیز فعال می شود برای مثال برانگیحتگی ، احساس هیجانی عشق و احساس لذت فراوان از جمله ی این احساس های هیجانی شدید هستند .  موقعیت هایی مثل یک مسابقه ی رالی ، سخنرانی در میان جمعی از همکاران و یا دیدن فردی که بسیار دوستش دارید پس از مدتی طولانی از جمله موقعیت های تداعی کننده احساس های هیجانی مذکور هستند .

با این وجود واضح است که تمامی احساس های هیجانی سبب بروز پاسخهای زیستی نمی شود . همچنین بعضی از هیجانها نظیر احساس رضایت ، قناعت و خرسندی  سبب کاهش برانگیختگی زیستی و آرام تر شدن بعضی عملکرد های داخلی بدن انسان می شود . ( لیونسون و همکاران 1990 و 1992 )

تحقیقات نشان می دهد که الگوهای متعدد و متفاوتی از برانگیختگی های زیستی در انواع مختلفی از هیجان وجود دارد . ( اکمن 2003 ) . روانشناسی به نام رابرت لیونسون ( 1992 ) دریافت که  ترس ، خشم و غم همگی سبب افزایش ضربان قلب می شوند . با این وجود مقایسه خشم و ترس نشان داد که تفاوتهایی نیز با هم دارند .  خشم در مقایسه با احساس ترس باعث افزایش فشار خون بیشتری می شود و در حالی که خشم سبب افزایش دمای پوست می شود ، ترس سبب کاهش دمای پوست می شود . شاید به همین رو باشد که ما برای توصیف خشم به  احساس داغ شدن  زیر یقه ی لباسمان اشاره می کنیم در حالی که ترس را با احساس سرد شدن پاها توصیف می کنیم .

لیونسون در سال 1992 بر این عقیده بود که این الگوهای متفاوت فعالسازی سیستم عصبی سمپاتیک ، از تمامی مناطق دنیا یکسان و منعکس کننده پاسخهای زیستی انسان به هیجانات ابتدایی ای است که انسان طی تکامل خود آنها را حقظ کرده است .

در همین راستا لیونسون دریافت که آزمودنی ها چه  مذکر باشند و چه مونث ، چه جوان باشند یا پیر ، همگی یک الگوی واحد از فعالیت سیستم سمپاتیک را در مواجهه با هیجانات مختلف بروز می دهند . همچنین این الگوی ثابت و تغییر ناپذیر از فرهنگی به فرهنگ دیگر نیز ثابت و بدون تغییر است ، چنانچه واکنش افراد به هیجانات مختلف در سوماترای غربی ( جزیره ای در اندونزی )  مشابه افرادی هست که در مناطق دیگر دنیا نظیر آمریکا و اروپا زندگی میکنند . ( لیونسون و همکاران 1992،  شیرر و والبوت 1994 ) .

 

ترجمه ای از کتاب Discovering Psychology   ویرایش چهارم ( سال 2007 )  نوشته Hockenbury & Hockenbury ، انتشارات Worth

قسمتی از فصل هشتم ( Emotion  )

 

ارادتمند : پارسا هوش ور

+ نوشته شده توسط جمعی از کاردرمانگرهای علاقمند در سه شنبه 24 شهریور1388 و ساعت 11:46 |

افلا تعقلون

" پس آيا نمي انديشيد "

 

ساختار مغز را از دو جنبه ميتوان مورد بررسي قرار داد :

1-      آناتوميكال Anatomical 

2-      بافت شناسي و Cytoarchitecture

از جنبه آناتومي، بيشتر قطعه بندي و حد و مرز آنها مورد بحث قرار مي گيرد كه بيشتر مد نظر ديدگاههاي Locationist  ها مي باشد و به عملكرد ناحيه اي بخش هاي مختلف مغز پرداخته مي شود. كه هم اكنون، همانطور كه در مطالب گذشته اشاره شد،نظريات امروزي در جهت شناختن مدارهاي مرتبط با هم و همچنين شبكه هاي عصبي همكار Connectionist  ها قرار گرفته است.

اما از جنبه بافت شناسي نيز مغز مورد بررسي قرار گرفته است و مشخص گرديده كه....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جمعی از کاردرمانگرهای علاقمند در شنبه 26 مرداد1387 و ساعت 2:35 |

« هل يستوي الذين يعلمون والذین لا يعلمون »

 

با درك رابطه علی  یا علت و معلولی، انسان همواره به دنبال عامل اصلی پديده‌هاست. بنابراين افراد بيشماری به دنبال شناخت خويشتن در جهان هستی و پديده و جايگاه روح و نفس و هوشياری بوده‌اند و اين كنجكاوی و حيرانی به دنبال پاسخ، آنها را بر آن داشته است كه حتی اعمال مشقت‌بار و بسيار پر رنجی را نيز متحمل شوند. چنانچه بيرون كشيدن شبانه اجساد از درون قبرها و تشريح و كالبدشناسی آنها موجب پايه‌ريزی دانش آناتومی و زيرشاخه‌های آن شده است. عملكردهای مغز و كاركرد آن ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جمعی از کاردرمانگرهای علاقمند در دوشنبه 17 تیر1387 و ساعت 17:34 |

بنام خدا

" ن والقلم ومایسطرون "

 باب آشنایی:

بنا بر توصیه دوست وهمکار ارزشمندم آقای پارسا هوش ور بر آن شدم که در این ستون و در لابه لای این سطور در حد بضاعت و دانش اندک خود به توصیف مبانی و اصول علوم اعصاب شناختی و سپس کاربردها و کارکردهای آن در زمینه توانبخشی و توانمند سازی عصبی بویژه در کودکان بپردازم ،و صد البته این پایگاه اینترنتی گذرگاه آشنایی و همفکری و  هم اندیشی با شما خواهد بود.

مقدمه :

چنین بنظر میرسد که ایرانیان ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جمعی از کاردرمانگرهای علاقمند در پنجشنبه 30 خرداد1387 و ساعت 0:16 |