بیاین یه view از سیستم CNS داشته باشیم .
سی ان اس یا سیستم اعصاب مرکزی در تعامل است با سیستم PNS یا سیستم اعصاب محیطی . و این هر دو در تعامل هستند با سیستم اتونومیک ( سمپاتیک و پاراسمپاتیک )
این جور توضیحی که الان میدم در حیطه ی کاردرمانی ذهنی تا الان برای خودم راهگشا بوده . بد نیست شما در حیطه ی نورولوژی و سایر حیطه ها هم یک امتحانایی از این ویو به عمل بیارید .
خب ، من فکر میکنم که یک انسان سالم و کامل که از لحاظ حسی تنظیم هست در حقیقت علت سلامتش در تعادل و نظم حواس و در سلامت روند پردازشی هست که مغزش انجام میده .
ما در CNS یک سلسله مراتبی داریم . که ما رو از جاندار بودن به ترتیب به سوی زندگی نباتی ، جانور بودن ، و انسان بودن و آدم بودن سوق میده . یعنی در حقیقت ما در این سلسله مراتب بسته به رشدی که سی ان اس امون کرده بالا و بالاتر میرویم و اغلب به آخرین پله ها هم میرسیم !
سی ان اس ما از پایین به بالا ، نخاع ، بصل النخاع ، مخچه ، تنه مغزی ، مغز میانی ؛ و مغز قدامی هست . یک پستاندار خیلی خیلی ساده ، اکثر اعمالش نخاعی هست و لذت حسی ای که تجربه میکنه هم نخاعی است . و از طریق نخاع هم میشه روی سی ان اس اش دستکاری کرد . یه جانور که یه کمی متکامل تر باشه از تنه مغزی استفاده میکنه و دیگری از مغز میانی و یکی هم مثل انسان قراره از مغز قدامی ... !
این به این معنی نیست که انسان فقط از مغز قدامی اش استفاده میکند و دیگه گذارش به نخاع و یا تنه مغزی نمیخوره ، بلکه بر عکس سیستم های بالاتر در مهار و کنترل و تنظیم سیستم های پایین تر از خودشون کارهایی نشون میدن . مثلآ کیه که بتونه انکار کنه که در همه ی آدما سکس یک نیاز حسی هست ؟ سکس یک مکانیسمی دارد که لذتش کاملآ نخاعی است . یعنی چی ؟ یعنی این که وجه تشابه ما با همه ی حیواناتی که به دستور و تشخیص خدا برای بقا نسلشون این نیاز در اونا کاشته شده ، همین است . اما فرق آدم در این هست که مغز قدامی فکر میکند . موقعیت سنجی میکند و غرایز رو به زمان و مکان مناسب موکول میکند .
شما ممکن است در کلینیک به مریضی ( مخصوصآ اوتیسم ها ) برخورد کنید که خود ارضایی انجام دهد و اون موقع هست که کارتون شروع میشه ! همین جوری با پشت دست زدن خالی و تنبیه و شرطی سازی به تنهایی گرهی باز نمیشه . باید برگشت به علتها .
با خودمون فکر کنیم که چرا این کودک این کار رو میکنه .
ایا نیاز حسی است ؟ عادت هست ؟ یاد گیری هست ؟ و ... و ...
در اغلب مواقع هم نیاز حسی است و هم عادت . و برا همین کودکی که دچار اضطراب میشود برای آرامش دادن به خودش اولین کاری که میکند ، رو می آورد به این کار که
1 : چون عادت هست و تکرار هست برایش مایه آرامش است
2 : چون نیاز نخاعی اش را تامین میکند و او قادر به درک و مشغول شدن با لذتهای سطوح بالاتر از نخاع نیست .
بعد بهتره با خودمون فکر کنیم که من ، به عنوان یک کاردرمانگر باید چی کار کنم و چه فعالیتی بدم سطح نخاعی یا سطح بالاترش رو با اون فعالیت درگیر کنم .
مثلآ آیا فعالیت ها تعادلی ، بمباران حسی ، تحریکات وستیبولار و .. خوب هست یا نه ،
از من انتظار نداشته باشید که بگم جدآ کدومشون خوبه . چون این جا نیاز خود کودک به شما میگه که چی میخواد .
کافیه کنه ما مشاهده گرها و مفسر های ماهری باشیم ..
درباره ی سلسله مراتب سی ان اس ، این جوری ادامه میدم که بهتره این view را داشته باشیم که قسمتهای بالاتر میتونن بر روی قسمتهای پایین تر مهار و کنترل داشته باشند .
مثلآ من با یه بچه ی اوتیسم ، چند وقت پیش کلنجار میرفتم و حتی مجبور شدم توی گوشش صدای بلند در بیارم تا ببینم که اصلآ این حس شنواییش به چه تحریکی جواب میده ، که اصلآ هیچ هیچ هیچ جوابی نمیداد و انگار نه انگار که صدا به اون بلندی را میشنود .
بعد چراغها را خاموش کردم ( حذف input بینایی ) و آروم براش ساز دهنی زدم و بسیار هم آرام و با صدای کم زدم . بعد از چند دقیقه دوباره در گوشش داد زدم . باور نمیکنید چه جواب مبالغه آمیزی داد . !! ... یعنی فکر کنم میشه این جوری برداشت کرد که سیستم بالاتر مهارش رو از روی رتیکولار فورمیشن ( تشکیلات مشبک ) برداشته بوده تا به صدای ساز دهنی گوش بدهد و در حقیقت در حال گرفتن Intake از محیط بوده است .
اوه خدای من چقدر بحث ممکنه توی همین حرفای علمی پیش بیاد .
برای این که احساس کنم که مطلبم به درد بخور بوده است ، ازتون خواهش میکنم که تورو خدا اول بروید از استاد زینعلی بپرسین یا جزوه ی منتال ایشون رو بخونید که ببینین input و Intake چه فرقی با هم دارند .
همچنین پیشنهاد میکنم که نوروآناتومی را در قالب بیماری های مغز و اعصاب و بصورت کلینیکی یاد بگیرین .
ارادتمند : پارسا هوش ور
+ نوشته شده توسط جمعی از کاردرمانگرهای علاقمند در شنبه 28 آبان1384 و ساعت
23:40 |