آیا تصور می کنید نگاهی که در طول تاریخ به بازی شده است ، نگاهی همواره ثابت و با حسن ظن بوده است ؟ پاسخ منفی است . نباید تصور کرد که در تمام اعصار و زمانها بازی به دیده ی مثبت نگریسته شده است . در دوره هایی از تاریخ که مترادف با صنعتی شدن و تحول و انقلاب در معنای کار در جهان اول بوده است ، نگاه ارزشی جامعه به کودکان و پیران نگاهی آکنده از تحمل و پذیرش از روی ناچاری بوده است . نگرش عمده چنین بوده است که این دو قشر نیروی کاری ای نیستند بازدهی نداشته و سرمایه نیز به حساب نمی آیند . در این برهه طبیعی است که بازی را نیز از آن جا که با طبیعت نمی شود جنگید ، از روی ناچاری می پذیرفتند اما تمام تلاششان این بوده که کودک را هر چه سریعتر به یک نیروی کار تبدیل کرده و دستان او را از بازی بشویند ! از سردمداران این شیوه ی تفکر میتوان به جان لاک اشاره کرد که نهضتی تربیتی در انگلیس پایه گذاری کرد . کارتون زیبای هاکلبری فین نیز به نوعی گویای مبارزه ی طبیعت کودکانه ی کودکان با این نظام تربیتی است . نکته ی قابل تعمق آنگاه مشخص می شود که تنها یک دهه بعد از آن اندیشمندانی چون پاتریک و لازاروس دریافتند که بازی فرصتی است برای تجدید قوا و ترمیم انرژی و بازگرداندن کارگران به سطح مطلوب هیجان ، آرامش ، انگیزش و در نتیجه افزایش بازده و راندمان کاری . از این رو بود که در این دوره ، زمانی که بازی در خدمت کار می بود امری پسندیده محسوب می شد . جالبتر از آن این که در همین دوران و در فرانسه یکی دیگر از سردمداران نظریه پردازی تربیتی به نام ژان ژاک روسو ، شیفته ی طبیعت و بازگشت به آن چه طبیعی است بود و کودک ، بازی و هرچه از دل طبیعت تراوش می کرد را پسندیده می دانست و تمام تلاشش جا انداختن این مساله بودکه آنچه طبیعی رخ می دهد طبیعی تر ادامه می یابد .
با این مقدمه می توان به این ادعا که بازی ، کار کودک است بیشتر نزدیک شد .
ژان پیاژه براین عقیده بود که بازی سبب تسهیل و تسریع رشد شناختی در کودکان می شود . فروید و آنا فروید بر کارکردهای عاطفی و هیجانی بازی تاکید داشتند و عقیده شان براین بود که بازی مجالی است برای تجربه ی بی خطر احساسات عمیق و تخلیه ی عقده ها . پیش از این سقراط ، حکیم معروف یونانی نیز بازی را وسیله ای برای پاکسازی عواطف می دانسته است . فردی به نام کارل گروس بازی را مجالی برای تجربه کردن و تمرین مهارتهای زندگی آینده می دانست و اریکسون بر کارکردهای عاطفی و اجتماعی بازی اشاره داشته و اعتقادش بر این بود که بازی سبب باز آفرینی و باز تجربه کردن و در نتیجه رشد و تقویت مهارتهای ارتباطی و اجتماعی و تسهیل رشد روانی اجتماعی می شود . فردی دیگر به نام اسپنسر بازی را سوپاپی برای تخلیه ی انرژی اضافی و مازاد تمامی جانداران می دانست . و نگاه استانلی هال به بازی نگاهی فراتاریخی بوده و حاکی از شبیه سازی مراحل مختلف رشد بازی و مقایسه ی آن با مراحل مختلف رشد جانداران و گونه های حیوانی تا رسیدن به تکامل و انسان شدن بود . با تعمق کردن در نظریات اندیشمندان پیشین و معاصر درباره ی بازی ، در می یابیم که ویژگی هایی مشترک در تعریف بازی وجود دارد .
این ویژگی ها عبارتند از : واقعیت گریزی ، لذت ، خود انگیختگی ، شرکت فعال بازی گر ، انتخاب آزادانه .
به عبارت بهتر هر فعالیتی که کودک به طور آزادانه انتخاب کرده و با انگیزشی درونی ، فعالانه با آن درگیر شود تا در محیطی بدون پیامدها و تهدیدهای واقعی به لذت برسد بازی نام دارد .
در شماره ی آینده درباره ی تاثیرات بازی ها بر رشد روانی و جسمی کودکان بیشتر خواهیم گفت .
ارادتمند : پارسا هوش ور
کارشناس ارشد کاردرمانی روان
با بهره گیری از کتاب : روانشناسی بازی فرگاس پیتر هیوز

