Child abuse and Neglect
با سلام خدمت دوستان محترم و همکاران گرامی .
چنانچه پیشتر وعده داده بودم ، قصد دارم در زمینه ی سوءاستفاده و غلفت از کودکان ( Abuse and Neglect) مطالبی را به اختصار بنویسم . هدفم از نوشتن این متن آگاه سازی همکاران گرانقدرم در خصوص تعاریف و دسته بندی ها ، عوامل ، علائم و علل بروز این پدیده ی شوم در جوامع است . همچنین قصد دارم با در اختیار گذاشتن تجربیات شخصی ام در این خصوص گامی هر چند کوچک در راه پیشگیری از بروز آن بردارم .
انتظارم از شما این است که مطلب را با دیدی مسئولانه ، نقادانه و هوشمندانه خوانده و نظراتتان را به صورت نظر خصوصی یا عمومی و یا پست کردن به آدرس الکترونیکی ام به بنده انتقال دهید .
تعریف و دسته بندی :
ABUSE یا سوءاستفاده ( که در بعضی از متون از آن به آزار نیز تلقی شده است ) به آن دسته رفتارها و افکاری گفته می شود که فرد آزاردهنده و سوءاستفاده گر ، با علم به نیت خود و به طور آگاهانه قربانی خود را مورد آزار جسمانی ، روحی و یا جنسی قرار دهد . به این ترتیب سوءاستفاده شامل این سه دسته بندی است :
Physical Abuse : ( سوءاستفاده و آزار جسمی ) ، به ایجاد هرگونه آسیب ، صدمه ، ضرب و جرح فیزیکی با یا بدون استفاده از ابزار اطلاق می شود که طی آن فرد آزارگر ، با علم به عمل ویرانگرش بر روی قربانی انجام می دهد .
برخی از علایم بارز در این نوع آزار جسمی ، بر روی پوست قربانی مشهود می باشد که از آن جمله اند :
اثرات سوختگی ( معمولا به سیگار ، کبریت ، قاشق ، سیخ ، انبر یا چنگال داغ و .. ) ، بریدگی ، کبودی ، جای چنگ و نیشگون ، کم مو شدن غیر عادی قسمتهایی از سر یا بدن ، شکستگی و... ( همچنین باید دقت داشت که بعضی از افراد آزار گر با تبحری فراوان مناطقی از بدن کودک را مورد آزار جسمانی قرار می دهند که غالبا پوشیده است و با تغییر لباس و پوشش یا استفاده ی کودک از پیراهن آستین کوتاه و یا شلوار کوتاه و ... علائم آزار جسمانی مشخص نیست )
Emotional Abuse ( سوءاستفاد و آزار روحی – عاطفی ) ، به هر عمل یا فکر خودآگاهانه و ارادی فرد آزار گر در راستای رساندن هر گونه حالت تحقیر ، خرد کردن شخصیت ، توهین ، بی اعتنایی ، تهدید ، ارعاب و ترساندن ، شکنجه ی روحی به فرد قربانی اطلاق می شود .
آزار عاطفی و روحی ، شایعترین نوع آزار و سوءاستفاده می باشد که در تمامی اقشار و تمامی جوامع مشاهده و اعمال می شود. این آزارها تاثیرات مخرب فراوانی بر سطح اعتماد به نفس ، عزت نفس ، آرامش و ابراز وجود کودک برجای می گذارد .
Sexual Abuse ( سوءاستفاده و آزار جنسی ) که شدید ترین و ناهنجار ترین و تابو ترین حالت آزار می باشد و به غلط از طرف بسیاری از همکاران این گونه تصور می شود که هر جا صحبت از ABUSE شد منظور همین Sexual Abuse است .
این فرم سوءاستفاده شامل رفتارها یا افکاری می باشند که طی آن فرد قربانی مجبور به نگاه کردن یا لمس اندام فرد سوءاستفاده گر ، یا مورد نگاه قرار گرفتن و لمس شدن مناطق خصوصی بدن با نیت جنسی ، انجام عمل جنسی با استفاده از غفلت و ناآگاهی قربانی و خانواده ی قربانی ، زور و اجبار ، تهدید و ارعاب و ترساندن و حق السکوت گرفتن و ... می باشد .
Neglect ( غفلت ) که غالبا شامل ناآگاهی ، جهل و عدم اطلاع کافی مراقبین کودک از وضعیت جسمی ، روحی ، عاطفی و جنسی ، ساعات و اماکن آمد و شد و کیفیت ارتباطات کودک با سایرین و همچنین بی توجهی نشان دادن و مهم ندانستن شکایات کودک قربانی در خصوص مورد آزار قرار گرفتن می باشد و همین مساله ی غفلت است که سبب جری شدن و تحریک فرد سوءاستفاده گر و آزار گر به انتخاب قربانی مناسب و کم خطر برای اعمال سوءاستفاده گرانه نیز می شود .
در این جا توجهتان را به ذکر چند نکته ی بسیار مهم جلب می کنم :
1) فرد قربانی معمولا نگاهی از پایین به بالا داشته ، اضطراب در نگاهش مشهود می باشد ، دچار مشکلات شدید عزت نفس و اعتماد به نفس بوده و به راحتی استعداد بروز رفتارهای Passive – Aggressive را از خود نشان می دهد . به این معنی که در تمامی اماکنی که احساس می کند قدرت کمتری در مقایسه با افراد دیگر دارد ، به شدت منفعلانه رفتار میکند . اما در اماکنی که احساس قدرت و تسلط مطلق بر محیط میکند ، دیگران را مورد آزار قرار می دهد .
2) احتمال دارد فرد قربانی ، پیش از دیدن آزار جسمی ، سابقه ی انجام رفتارهای پرخطر ، بیش فعالانه و یا انواع اختلال رفتار نافرمانی و مقابله ای یا سلوک داشته و به این وسیله فرد آزار گر به قصد کنترل و اصلاح تربیتی زودبازده او اقدام به انجام چنین رفتارهایی داشته باشد .
3 ) نباید از نظر دور داشت که کودکان کم سن و سال ، کودکان عقب مانده ی ذهنی ، کودکان با انواع مشکلات روانی ، کودکان طیف اوتیسم و یا هر کودکی که توان گزارش اتفاقات و جنایات فرد آزارگر را ندارند بیشتر در معرض خطر هستند .
4 ) غفلت یا Neglect مراقبین کودک اولین عامل خطری است که سبب بروز و تکرار حوادث این چنینی می شود . این نوع غفلت در خانواده های پر جمعیت ، یا آن دسته از خانواده ها دچار مشکلات معیشتی ، اقتصادی بوده یا از لحاظ فرهنگی اجتماعی در سطح پایینی قرار دارند و همچنین در بین خانواده هایی که سرپرستی شان به عهده ی فردی معتاد می باشد بیشتر دیده می شود . با این وجود در خانواده های مرفه نیز ، موارد متعددی مشاهده شده که به دلیل غرور بی جای خانواده ، حمایت بیش از حد ، محدود کردن رفت و آمدها و کنترل مداوم کودکشان ، ناباور بودن ایشان نسبت به مساله و ... قضیه آزار جسمی ، عاطفی و روحی بارها و بارها بر روی قربانی اجرا شده است .
5 ) بعضی از بیماری های روانی از جمله مازوخیسم ( علاقه ی فرد به مورد آزار قرار گرفتن ) ، سادیسم ( علاقه ی فرد به آزار دادن ) ، سادومازوخیسم ( ترکیب دو مورد قبلی ) ، پدوفیلیسم ( تمایل فرد به انجام عمل جنسی با کودکان ) ، اگزهیبیشنیزم ( عورت نمایی ) ، هایپرسکشوالیتی ( بیش کارکردی جنسی ) ، مورد آزار بودن فرد آزار گر در گذشته ، به هم ریختگی سیستم غددی و ترشح زیاد تر از حد هورمون تستوسترون سبب گرایش برخی از افراد به سمت آزارگری و سوءاستفاده جسمی ، عاطفی و جنسی می شود
6 ) خطرناک ترین فرم آزار ، آزار جنسی می باشد چرا که طی آن فرد قربانی تجربه ی یک لذت نخاعی را کسب کرده و ممکن است در دفعات بعدی قبح کار از بین رفته و خودش نیز علاقه به تکرار این وضعیت داشته باشد . همچنین این فرم آزار از آنجا که تابو می باشد ، کمتر گزارش می شود ، بار قانونی سنگینی دارد و اتهام یک فرد به انجام آزار جنسی مسئولیت قانونی زیادی را متوجه ارگان و فرد گزارش دهنده می کند . از طرف دیگر این فرم از آزار سبب می شود که فرد قربانی از لحاظ عزت نفس کاملا تحقیر شده ، احساس اضطراب ، پوچی ، افسردگی ، و سردمزاجی در سنین پس از ازدواجش را داشته باشد و حتی ممکن است خود فرد قربانی نیز در آینده به سمت انجام آزارهای جنسی و رفتارهای جنسی پر خطر گرایش پیدا کند .
7 ) یکی از کارکردهای مکانیزم دفاعی روانی Displacement یا جابجایی می باشد . این مکانیزم دفاعی روانی بعضا در افراد قربانی رنگ و لعاب شدیدی به خود می گیرد و ایشان را به سمت پیاده کردن همان بلا برسردیگران ترغیب می کند . از این رو انجام بازی درمانی با رویکردهای برون فکنی ( علی الخصوص توسط روانشناس ، و یا کاردرمانگر مسلط و علاقمند به مباحث روانکاوی و روان پویشی ) برای کشف ، پیشگیری و درمان موارد آزار جسمی ، عاطفی و جنسی بسیار مفید فایده است.
8 ) تغافل ( Ignorance ) به معنی چشم پوشی می باشد . تغافل به معنی دیدن و تظاهر به غفلت است و یکی از روشهای پسندیده ی تربیتی است که سبب القای احساس مسئولیت و استقلال و حریم خصوصی در کودکان می شود . به این معنی که با وجود دیدن برخی اشتباهات کودک ، آنها را به رخ او نکشیم و نشان ندهیم که دیده ایم و فقط از دور و به طور نامحسوس مراقب اوضاع باشیم . این مساله با Neglect تفاوت اساسی دارد . چرا که در غفلت یا Neglect فرد غافل ، واقعا غافل است و اساسا در جریان نیست . به عنوان نمونه یک پدر معتاد توجه کافی به وضعیت آسیب شناختی خانواده اش ندارد و از آن غافل است یا به علت نیاز فراوانش به مواد مصرفی ، علاقه و انگیزه ای به پیگیری سایر قضایا ندارد .
9 ) در موارد آزارهای جسمی ، جنسی و عاطفی ، ما با هیچکس نباید تعارف داشته باشیم ، این صحبت ها که مثلا ، اشکالی ندارد فلانی مادرش است یا عمویش است یا .. و ... اصلا توجیهی بر چنین رفتارهایی نیست .
10 ) بعضی از افراد با گرایش های پدوفیلیسم و سایر مشکلات روانی جنسی، در شغلهایی مشغول می شوند که تماس زیادی را با کودکان می طلبد تا از این طریق به طور نامحسوس و دور از چشم خانواده ها و مراقبین دست به اعمال خود بزنند ، به عنوان مثال خدمتکار کودک ، راننده سرویس مدارس و مهدهای کودک ، دربان و فراش و نگهبانها و ...
11 ) در تمامی موارد فوق ، نیت آگاهانه ی فرد سوءاستفاده گر ملاک اطلاق ABUSE به حساب می آید . به این معنی که اگر فرد آزار گر از نتایج و عمل خود آگاهی نداشته باشد ، با وجودی که یک عمل ABUSE اتفاق افتاده اما او ABUSIVE نبوده است .
12 ) آموزش مسائل جنسی به زبان ساده و در حد فهم کودکان هر سن ، رفتارگرم و شنونده ی والدین و مراقبین در خصوص درد و دلهای ایشان ، عدم تهدید و دعوا کردن ایشان در هنگام شنیدن چنین مسائلی از زبانشان ، جدی گرفتن شکایات کودکان در این خصوص ، آموزش اصطلاح مناطق خصوصی بدن و درک تفاوت لمس عادی و لمس مشکوک برای کودکان ، می تواند راههای بسیار موثر پیشگیری از بروز چنین مسائلی باشد .
13 ) غالب افراد سوءاستفاده گر از عمل خود شرم دارند . اما این عمل را با دلایل متعدد و پوچی توجیه می کنند ، به عنوان مثال از آنجا که غالبا بسیار کم حوصله هستند ، در هنگام نگهداری ، آموزش و یا کار با کودک ، در صورت مشاهده نکردن پیشرفت مطلوب اقدام بر برخورد فیزیکی و یا کلامی شدید میکنند و نام آن را تنبیه یا تقویت منفی می گذارند . حال آن که در تنبیه ، فرد تنبیه کننده به هیچ وجه نباید ناراحتی را در چهره اش نشان دهد و باید بسیار خونسرد و با آرامش ، قاطعیت و حتی مهربانی ، قانونی را که پیشتر به کودک متذکر شده است را اعمال کند . در صورتی که در مواقع آزار ، فرد آزاردهنده و سوءاستفاده گر از غفلت ، بیچارگی و یا ناآگاهی مراقبین و والدین و مشکلات کودک سوءاستفاده کرده و بدون این که کنترلی بر روی خشم خود داشته باشد آن را اعمال میکند و هیجان منفی خود را تخلیه می کند .
14 ) باید دقت داشت که بعضی از تکنیکهای درمانی وقتی که با لحن خشن ، غیر دوستانه ، تهدید آمیز و ترسناک همراه شوند ، مستقیما تبدیل به ABUSE می شوند گرچه نیت درمانگر پیشرفت کودک محسوب می شود . جا دارد درمانگران عزیز به این نکته ی مهم توجه داشته باشند که گرچه زود رسیدن به اهداف درمانی تعیین شده نشان دهنده ی تبحر ایشان در پیاده کردن تکنیکهای درمانی و مداخلات حرفه ای می باشد ، اما نگاه از پایین به بالا ، شکننده شدن اعتماد به نفس و عزت نفس کودک ؛ درد جسمی و روحی کودک و ... نیز مانند زخمی که بر تنه ی درختی برجای می ماند ، هرگز پاک نمی شود .
شاد و سلامت باشید
ارادتمند : پارسا هوش ور
( کارشناس ارشد کاردرمانی روان از دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی )
+ نوشته شده توسط جمعی از کاردرمانگرهای علاقمند در جمعه 9 اسفند1387 و ساعت
15:47 |